تبليغاتX
مهربان - يلدا
خيلي وقت بود سر به وبلاگم نزده بودم فرصتي هم نداشتم ولي دلم خيلي براش تنگ شده بود يه عالمه درددل داشتم كه توش بنويسم ولي الان كه مي خوام بنويسم چيز زيادي تو ذهنم نيست ولي لپ مطلب اين بود كه تو كار جديد جا افتادم كلي دوستهاي خوب پيدا كردم و يه آدم عجيب باز هم پيدا شده كه اخلاقش خيلي خيلي شبيه همون آدم مشكل دار سر كار قبلي هست اتفاقا بچه محل همونه نمي دونم شايد فرهنگ بچه هاي اون محله. اين هم خيلي دلش مي خواد خودشو به من نزديك كنه و حتي دقيقا حرفهاي همونو مي زنه خدا آخر و عاقبتمو به خير كنه ولي خب ادم عاقل از يه سوراخ دوبار گزيده نمي شه اميدوارم منم آدم عاقلي باشم راستي ني ني خوشگلم يا به قول حسين ني نوي خوشگلم كم كم داره بزرگ مي شه و ديگه نمي خواد زندگي مخفي داشته باشه نمي دونم دختره يا پسر ولي خيلي دوستش دارم يه عالمه انرژي مثبت دارم به خاطر همه چيز و همه رو براي اون ذخيره كردم تا دنيا بياد براش خرج كنم منتظر اون روزهستم كه خودش بياد مطالبم رو بخونه مي خوام از لحظه لحظه بودنش براش بنويسم نمي دونم مي شه يا نه
+ نوشته شده در یکشنبه یکم دی 1387ساعت 17:47 توسط مریم |